|
فرارسیدن شبهای پرفیض قدر و شهادت امیرالمومنین حضرت علی (ع ) بر تمامی شیعیان تسلیت باد سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ پاک و منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من
بنویس نام مرا درکف دستت ای دوست تا به هنگام قنوت نروم از یادت التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:35  توسط آرزو کلاهچی
|
ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 16:51  توسط آرزو کلاهچی
|
میان سجده سبز سحر گاهان / اگر بر خاطرت رد شد خیال من / دعایم کن .
حلول ماه مبارک رمضان گرامی باد . التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:24  توسط آرزو کلاهچی
|
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 10:29  توسط آرزو کلاهچی
|
در عشق تو، حالی است که فانی شدنی نیست وصفش نتوان گفت به کس، دم زدنی نیست این حسن جهانی تو سرحد نشناسد غیر از دل عشاق برایت وطنی نیست پیوسته عنایات تو بر ماست مسلم هر چند که الطاف تو، گاهی علنی نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 8:10  توسط آرزو کلاهچی
|
يادتان باشد لباس مشكيام را تا كنيد گوشهاي ازقبرمن اين جامه را هم جا كنيد كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما خرجيام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:51  توسط آرزو کلاهچی
|
سَلامٌ قَولاٌ مِنْ رَبِ الْرَّحیم
سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هاروُنْ سَلامٌ علی آلِ یاسینْ سَلامٌ عَلی الْمُرسَلینْ سَلامٌ عَلی نُوحِ فِی الْعالَمینْ سَلامٌ عَلی اِبْراهیم سَلامٌ عَلی آلِ طاها
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:35  توسط آرزو کلاهچی
|
چهلمین روز شهادت حضرت امام حسین ع تسلیت باد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 6:57  توسط آرزو کلاهچی
|
روایات امام حسین(ع)
امام حسین(ع) در خطبهای به هنگام مواجهه با انبوه دشمن فرمود: «... پس فریب خورده کسی است که دنیا او را مغرور کند و بدبخت کسی است که دنیا او را بفریبد، پس این دنیا شما را نفریبد؛ زیرا امید کسی را که به آن اعتماد کند، قطع مینماید و طمع کسی را که در آن طمع ورزد ناکام میسازد.» حلم و بردباری زینت است. وفای بعهد، نشان جوانمردی است. دیدار از خویشان نعمت است. از نشانههای خوبشختی همنشینی با خردمندان است. از هر کرداری که موجب عذرخواهی است بپرهیز. امام حسین(ع) خطاب به فرزند خویش (امام سجاد(ع)): مبادا آن کس که هیچ یاوری جز خدای جلیل و عزیز ندارد از تو ستم ببیند!. بخیل کسی است که از سلام کردن دریغ میکند. نزدیکی به خدا کرامت است و دوری از او حقارت است. کاری که توان آن را نداری، عهده دار مشو. جز به اندازه کاری که کردهای پاداش طلب نکن. «همانا مرگ را جز سعادت و خوشبختیها و زندگی با ظالمین را جز ناراحتی و ملالت نمیبینم». امام حسین(ع) بهنگام ورود به کربلا خطاب به اصحاب خود: «مردم بنده دنیا هستند و دین همچون لقمهای بر زبانهایشان است، مادامی که معیشت و زندگانی آنها وسعت و فراخی داشته باشد، آن را حفظ میکنند، ولی هنگامی که با ابتلائات امتحان شوند دینداران کم میشوند.». امام حسین(ع) خطاب به سپاه عمر بن سعد: مردم! این دنیا شما را فریب ندهد، که هر کس فریب خورد، ناکام خواهد شد و هرکس دچار افزونطلبی شود، بی بهره و نومید خواهد شد.». قومی که خشنودی مخلوق را به غضب خالق برگزینند هرگز رستگار نخواهند شد». فرمایشات امام خمینی(ره) در مورد ماه محرم محرم ماهی است که عدالت درمقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است. محرم ماهی است که به وسیله سیّد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه، که اسلام را تا لَبِ پرتگاه برده بودند، رهایی بخشید. این خون سیدالشهدا است که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش میآورد. محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست، که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد، و ر اه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست. و این خود سرلوحه تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخردهر. با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماه محرم... ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند. ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت. شهادت حضرت سیدالشهداء مکتب را زنده کرد. زنده نگه داشتن عاشورا، یک مسأله بسیار مهم سیاسی ـ عبادی است. انقلاب اسلامی ایران پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است. کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید، که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته میشود. ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا، با موازین اسلامی، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید. این محرم را زنده نگه دارید، ما هرچه داریم از این محرم است. مجالس بزرگداشت سیّد مظلومان و سرور آزادگان، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل، و عدل بر ظلم، و امانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است، هر چه باشکوهتر و فشردهتر برپا شود و بیرقهای خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم، هر چه بیشتر افراشته شود. عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است، روز حماسه و تولّد جدید اسلام و مسلمانان است. فداکاری سیدالشهداء(ع) است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. ماه محرم، ماه شکست قدرتهای یزیدی و حیلههای شیطانی است. شهادت سیّدمظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا ـ سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم بود. سیّدالشهداء(ع) نهضت عظیم عاشورا را برپا نمود و با فداکاری و خون خود و عزیزان خود، اسلام و عدالت را نجات داد. سیدالشهداء(ع) مذهب را بیمه کرد. با عمل خودش اسلام را بیمه کرد. امام حسین(ع) خود و تمام فرزندان و اقربای خودش را فدا کرد و پس از شهادت او اسلام قویتر شد. عاشورا را زنده نگه دارید، که با زنده نگه داشتن عاشورا کشور شما آسیب نخواهد دید. پیامهایی در ارتباط با ماه محرم فریاد حسینیان رضای الهی پرچم امامت حماسهای پرشکوه عزاداری آزادگی الموت اولی من رکوب العار و العارُ اولی من دخولِ النار مرگ بهتر از ننگ است و ننگ بهتر از دوزخ است. ایثار عاشورا و امر به معروف و نهی از منکر عزاداری عطش نماز
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 8:20  توسط آرزو کلاهچی
|
در ميان اقوال مورخان دربارة چگونگي دفن حضرت سيد الشهداء ـ عليه السّلام ـ و ياران باوفاي آن حضرت اندك تفاوتي، ديده ميشود؛ جهت روشن شدن موضوع به تشريح بعضي از آنها ميپردازيم:
الف. مرحوم مفيد پس از ذكر اسامي هفده نفر از شهيدان بنيهاشم كه همگي از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسين ـ عليه السّلام ـ بودند، ميفرمايد: آنان پايين پاي آن حضرت در يك قبر (گودي بزرگ) دفن شدند و هيچ اثري از قبر آنان نيست و فقط زائران با اشاره به زمين در طرف پاي امام ـ عليه السّلام ـ آنان را زيارت ميكنند و علي بن الحسين ـ عليهم السّلام ـ (علي اكبر) از جملة آنان است، برخي گفتهاند: محل دفن علي اكبر نسبت به قبر امام حسين ـ عليه السّلام ـ نزديكترين محل است.[1] ب. و نيز ميگويد: پس از بازگشت عمر بن سعد از كربلا، جماعتي از بنياسد كه در غاضريه سكونت داشتند، آمده و بر پيكر امام حسين ـ عليه السّلام ـ و يارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جايي كه الآن قبر اوست دفن كردند و علي ابن الحسين (علي اكبر) ـ عليه السّلام ـ را در پايين پاي پدر به خاك سپردند، سپس براي ديگر شهيدان از اهل بيت و اصحاب، حفيرهاي كندند و همة آنان را در آن حفيره به صورت دسته جمعي دفن كردند و عباس بن علي ـ عليه السّلام ـ را در راه غاضريّه، در همان محلي كه به شهادت رسيد و اكنون قبر اوست به خاك سپردند.[2] ج. در بعضي از روايات آمده است: امام سجاد ـ عليه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولايت) به كربلا آمد و بنياسد را سرگردان يافت، چون كه ميان سرها و بدنها جدايي افتاده بود و آنها راهي براي شناخت نداشتند، امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ از تصميم خود براي دفن شهيدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وي معانقه كرد و با صداي بلند گريست، سپس به سويي رفت و با كنار زدن مقداري كمي خاك قبري آماده ظاهر شد، به تنهايي پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من كسي هست كه مرا كمك كند و بعد از هموار كردن قبر، روي آن نوشت: «هذا قبر الحسين بن علي بن ابي طالب الّذي قتلوه عطشاناً غريباً»؛ اين قبر حسين بن علي بن ابي طالب است، آن حسيني كه او را با لب تشنه و غريبانه كشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمويش عباس ـ عليه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نيز به تنهايي به خاك سپرد. سپس به بنياسد دستور داد تا دو حفره آماده كنند، در يكي از آنها بنيهاشم و در ديگري ساير شهيدان را به خاك سپردند، نزديكترين شهيدان به امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرزندش علي اكبر ـ عليه السّلام ـ است؛[3] امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اينباره به عبدالله بن حمّاد بصري فرموده است: امام حسين ـ عليه السّلام ـ را غريبانه كشتند، بر او ميگريد كسي كه او را زيارت كند غمگين ميشود و كسي كه نميتواند او را زيارت كند دلش ميسوزد براي كسي كه قبر پسرش را در پايين پايش مشاهده كند.[4] گر چه بعضي از مطالب در كيفيت به خاك سپاري امام حسين ـ عليه السّلام ـ و اين كه چه كسي امام حسين ـ عليه السّلام ـ را دفن كرده، در اين نقلها متفاوت است، ولي از مجموع آنها يك نكته قابل استفاده است كه به عنوادن نتيجه ارائه ميگردد و آن اين كه: قبر علي اكبر ـ عليه السّلام ـ در پايين پاي امام حسين ـ عليه السّلام ـ قرار دارد. نتيجه: بنابراين ميتوان ادعا كرد كه ضريح كوچكي كه بر ضريح حضرت سيدالشهدا ـ عليه السّلام ـ متصل است و در طرف پايين پاي آن حضرت قرار دارد و از مجموع دو ضريح يك ضريح شش گوشه درست شده به احترام علي اكبر ـ عليه السّلام ـ و به نام آن حضرت است. عبدالرّزاق حسني ضريح امام حسين ـ عليه السّلام ـ را چنين توصيف كرده است: «ضريح امام حسين ـ عليه السّلام ـ عبارت است از: يك بلندي (صندوق مانند) چوبي كه به عاج زينت شده و روي آن دو مشبك[5] قرار دارد، مشبك داخلي از فولاد گران قيمت و مشبك خارجي از نقرة روشن سفيد است... به مشبك خارجي مشبك ديگري بدون اين كه مانعي بين آن دو باشد، متصل است و فقط از هر طرف به اندازة يك متر كوتاهتر از مشبك خارجي متعلق به امام حسين ـ عليه السّلام ـ است و زير آن مشبّك قبر علي بن الحسين ـ عليهم السّلام ـ است كه همراه پدر در يك روز شهيد شده و در كنار پدر دفن گرديده است.[6] معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 1. الارشاد، شيخ مفيد. 2. مقتل الحسين، عبدالرزاق موسوي مقدم. 3. موجز تاريخ البلدان العرافيه، عبدالرزاق حسني. -------------------------------------------------------------------------------- [1] . مفيد، الارشاد، سلسلة مؤلفات شيخ مفيد، دار المفيد للطباعة و النصر و التوزيع، ج11، صص 125 ـ 126، جزء 2. [2] . مفيد، همان، ص 114؛ خليلي، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه قم-كربلا، بيروت، منشورات مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1407 ق، ص 73، جزء8. [3] . عبدالرزاق الموسوي، المقرم، مقتل الحسين ـ عليه السّلام ـ ، تهران، قسم الدراسات الاسلاميه، مؤسسه البعثة، ص320 ـ 321. [4] . قمي، جعفر بن محمد، ابن قولويه، كامل الزيارات، مؤسسه نشر الفقاهه، چاپ اول، 1417 ق، صص 537 ـ 538، المقرم، همان، ص321. [5] . هر چيز سوراخ، سوراخ پنجره مانند را مشبك گويند. [6] . خليلي، جعفر، موسوعة العتبات المقدسه، قسم كربلا، جزء 8، بيروت، منشورات مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، ص 182، به نقل از حسني، عبدالرزاق، موجز تاريخ البلدان العراقيّه.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:31  توسط آرزو کلاهچی
|
اگر چه قبر حقیقى سیدالشهدا علیه السلام در دلها و قلبهاست كه بناى آن از دوران كودكى در سرزمین دل شیعیان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شریف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددى برخوردار بوده است .
ضریح مقدس و حرم مطهر امام حسین علیه السلام یادگارى از جان نثارى و فداكارى او و یارانش در راه خدا مىباشد. مرقدى كه جاى عترت آدمیان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه این بارگاه شریف و غمانگیز و شور آفرین، همواره زیارتگاه مردم جهان شده و انسانها، فداكارى و عشق و صفا را از خفتگان این مرقدهاى شریف، سرمشق گیرند. حرم حسین كعبه دلهاست. و این كعبه طوافگاه زائران و قبله امیدواران و دارالشفاى دردمندان و پناهگاه توبه كنندگان و گنهكاران است. آرى، عاشقان كویش و دلباختگان رویش، پروانهوار خود را در اطراف ضریح مطهرش گردانیده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خویش را مىسوزانند و اشك شوق و اشتیاق بر چهره و رخسار مىافشانند، و بر مظلومى و مصیبتهاى او و خاندانش ناله سر مىدهند به راستى «این چه شمعى است كه جانها همه پروانه اوست.» بر گرد حریم تو، كه دست طلب ماست چون دامن شمعى است، كه پروانه بگیرد فضل و شرافت كربلا و مرقد مطهر سیدالشهدا علیه السلام چنان است كه امام صادق علیه السلام فرمود: «قبر ابى عبدالله الحسین علیه السلام از آن روزى كه در آنجا دفن شد، باغى از باغهاى بهشتى است.»(1) ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»، و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است. با ذكر این مختصر، شایسته است جهت آگاهى و آشنایى با چگونگى حرم و مرقد شریف امام حسین علیهالسلام و تحولات عمارت شریف، مطالبى به طور اجمال ذكر گردد. محل دفن آن حضرت كه همان گودال قتلگاه است، اكنون داراى سقفى است كه روى آن صندوق مبارك نهاده شده و روى صندوق، ضریح در میان روضه منوره، و روضه نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهدا مىباشد این مجموعه هم اكنون حرم امام حسین علیه السلام را تشكیل مىدهد، و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانى زمین كربلا بوده و مىباشد. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»، و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است . صحن مطهر حسین علیه السلام داراى هفت باب است كه عبارتند از: 1- باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است، 2- باب قاضى الحاجات 3- باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد 4- باب سلطانى 5- باب بازار بزازها 6- باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7- باب صافى كه به در بینالحرمین نیز معروف است. از اخبار چنین بر مىآید كه بارگاه حسینى هفت مرتبه - به غیر از عمارت موجود - بنا نهاده شده است . عمارت اول: بارگاه سیدالشهدا علیه السلام پس از ساختن قبر شریف آن حضرت براى اولین بار در دوران بنى امیه بنا گردید، اخبار و روایات بسیارى آمده كه در زمان بنى امیه سقفى بر روى مزار امام و مسجدى (ظاهراً توسط بنى اسد) نزدیك آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشید (سال 193 ) همچنان باقى بود. عمارت دوم: بعد از تخریب مرقد شریف، توسط هارون، در زمان مأمون خلیفه عباسى، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقى بود . اما از آن سال تا سال 247 متوكل چهار بار امر به خرابى و انهدام قبر كرد، و اوقاف حایر مبارك را برد و ذخایر آن را تاراج كرد. عمارت سوم: سومین بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجدید بنا شد، و تا سال 273 باقى بود. عمارت چهارم: تجدید بناى مرقد امام براى چهارمین بار به دست محمد بن زید بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن زید بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب، ملقب به «داعى صغیر» پادشاه طبرستان انجام گرفت. عمارت پنجم: بناى عضدالدوله دیلمى بود، كه در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود كه رواقى به دست عمران بن شاهین معروف به «رواق عمران» در حایر حسین ساخته شد. عمارت ششم: ششمین بار بارگاه امام حسین به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزى، وزیر سلطان الدوله دیلمى نوسازى شد. عمارت هفتم: عمارت موجود است كه در سال 767 بعد از سرنگونى دولت آل بویه به سال 310 به دستور سلطان اویس ایلخانى ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اویس در تكمیل آن كوشید و تاریخ آن در بالاى محراب و نزدیك سر شریف آن حضرت نگاشته شده است.(2)
مرقد حسینى، نیروبخش است با ذكر اجمالى از تحولات كه در عمارت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام صورت گرفته است به خوبى معلوم مىگردد كه زیارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثیر مهمى داشته است، و به همین دلیل بود كه عباسیان قبر آن امام را دشمن خود مىدانستند و به ویرانى آن دست مىزدند، زیرا این قبر شریف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبدیل شده بود. مشاهده مزار و مرقد شهیدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار، حالت بیننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه عدهاى قلیل در مقابل جمعى كثیر و سپاهى مجهز و مهیا تن به مرگ داده و روى عقیده و ایمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرین قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند. صحن مطهر حسین علیه السلام داراى هفت باب است كه عبارتند از: 1- باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است، 2- باب قاضى الحاجات 3- باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد 4- باب سلطانى 5- باب بازار بزازها 6- باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7- باب صافى كه به در بینالحرمین نیز معروف است. محل نزول فرشتگان الهى امام صادق علیه السلام فرمود: «ما بین قبر حسین علیه السلام تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است.»(3) و نیز فرمود: «قبر حسین بن على علیه السلام بیست ذراع در بیست ذراع است. آن باغى از باغهاى بهشت، و محل عروج فرشتگان به آسمان مىباشد هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى نیست جز آن كه از خدا مىخواهد كه او را زیارت كند پس گروهى فرود مىآیند و گروهى بالا مىروند.»(4) نماز قبول مىشود اگر انسان زائر، حق امام را شناخته و با معرفت و ولایت او در كنار قبر مطهرش نماز گزارد، مورد قبول حق تعالى قرار مىگیرد. چنانكه امام صادق علیه السلام در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شریف حضرت مشرف شده و نماز بخواند، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مىدهد.»(5) تمام خواندن نماز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «نماز در چهار مكان كامل خوانده مىشود (یعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بیشتر باشد اما شكسته نمىشود): 1- مسجد الحرام (مكه)، 2- مسجدالرسول (مدینه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسین علیه السلام.»(6) و نیز روایت شده كه «ابن شبل» از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا قبر امام حسین علیه السلام را زیارت كنم؟ فرمود: پاك و خوب زیارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان. پرسید نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد: بعضى از اصحاب و شیعیان شكسته مىخوانند؟ فرمود: اینان دو چندان عمل مىكنند.»(7) لذا چنانكه در رسالههاى عملیه نیز آمده است، در حرم امام حسین علیه السلام مىتوان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد. اجابت دعا و برآورده شدن حاجت خداوند سبحان در ازاى ایثار و فداكارى سیدالشهدا علیه السلام و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شریفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. چنانكه امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسین علیه السلام نماز بخواند، از خداوند چیزى را مسئلت نكند جز این كه به او عطا شود.»(8) و نیز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسین علیه السلام، امامت را در ذریه آن حضرت، شفا را در تربتش، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده، و ایام زیارت كنندگان او از عمرشان حساب نمىشود.»(9) پىنوشتها: 1- سیره امامان (ترجمه اعیان الشیعه)، علامه سید محسن امین، ص 220 / و زندگانى چهارده معصوم، عمادزاده، ج 2، ص 137. 2- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 323. 3- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 195. 4- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 252. 5- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 549. 6- كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 248. 7- كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 123. 8- امالى شیخ طوسى، ص 317. 9- امالى شیخ طوسى، ص 319. منبع:كتاب آثار و بركات سیدالشهدا، علیرضا رجالى تهرانى
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:30  توسط آرزو کلاهچی
|
این صدای تپش قلبم نیست
در حسینیه ی دل سینه زنیست
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 8:40  توسط آرزو کلاهچی
|
کربلا یعنی که خون آب وضو با خدا بی واسطه در گفتگو کربلا یعنی سراپا جان شدن در منای عاشقی قربان شدن کربلا یعنی فغان و زمزمه خنجر وحنجر نگاه فاطمه
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 8:38  توسط آرزو کلاهچی
|
امروز، غريبانه و تـنها، جان داد السلام علیک یا ابا عبدالله
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 8:34  توسط آرزو کلاهچی
|
نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار انتخاب و آزادی " من اصابی از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتی از اهل بیت خودم فاضلتر سراغ ندارم. از همهء شما تشکّر می کنم ، از همه تانممنونم. اینها جز با من با کسی از شما کاری ندارند. شما اگر بخواهید بروید و...." امام (ع) همه راه ها را نیز نشان می دهد؛ تاریکی شب، برداشتن بیعت از دوش اصحابشان و ... ، یعنی فقط آ زادی و انتخاب. باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچکترین احساس اجباری از ناحیهء دشمن یا دوست بکند، امام(ع) را انتخاب کنید. این است که به شهدای کربلا ارزش می دهد. ماهیّت عکس العملی منفی ِ نهضت ماهیّت عکس العملی مثبتِ نهضت معاویه از دنیا می رود. مردم کوفه ای که در بیست سال قبل از این حادثه، لااقل پنج سال علی(ع) در این شهر زندگی کرده است و هنوز آثار تعالیم و تربیت علی(ع) به کلی از میان نرفته است ( البتّه خیلی تصفیه شده اند، بسیاری از سران، بزرگان و مردان اینها: حُجر بن عُدی ها، عَمرو بن حمق خُزاعی ها، رُشَید هَجَری ها و میثم تَمّارها ار از میان برده اند برای اینکه این شهر را از اندیشه و فکر علی، از احساسات به نفع علی خالی بکنند؛ ولی باز هنوز اثر این تعلیمات هست) تا معاویه می میرد، به خود می آیند، دور همدیگر جمع می شوند که اکنون از فرصت باید استفاده کرد، نباید گذاشت فرصت به پسرش یزید برسد، ما حسین بن علی داریم، امام بر حقّ ما حسین بن علی است، ما الآن باید آماده باشیم و او را دعوت کنیم که به کوفه بیاید و او را کمک بدهیم و لااقل قطبی در اینجا در ابتدا به وجود آوریم، بعد هم خلافت را خلافت اسلامی بکنیم. "کوفه" اصلاً اردوگاه بوده است، از اوّل هم به عنوان یک اردوگاه تأسیس شد. این شهر در زمان خلیفه عمر بن الخطّاب ساخته شد، قبلاً "حیره" بود. این شهر را سعد وقّاص ساخت. همان مسلمانانی که سرباز بودند و در واقع همان اردو، در آنجا برای خود خانه ساختند و لهذا از یک نظر قویترین شهرهای عالم بود. برگرفته از کتاب حماسهء حسینی، اثر: متفکّر شهید استاد مطهّری
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 9:8  توسط آرزو کلاهچی
|
روضه
روضه و روضه خوانى،به معناى ذكر مصيبتسيد الشهدا و مرثيه خوانى براى ائمه ومعصومين«ع»است كه مورد تشويق امامان و يكى از عوامل زنده ماندن نهضتحسينى وپيوند روحى و عاطفى شيعه با اولياء دين است.اشك ريختن و گريستن در مصائباهل بيت«ع»نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگيهاى تربيتى براى سوگوار،موجب اجر و پاداش الهى در آخرت و بهرهمندى از شفاعت ابا عبد الله الحسين است. معناى روضه در اصل،باغ و بوستان است،اما سبب اشتهار مرثيه خوانى به«روضه»آناست كه مرثيه خوانان در گذشته، حوادث كربلا را از روى كتابى به نام«روضة الشهداء» مىخواندند كه تاليف ملا حسين كاشفى است.«ملا حسين كاشفى(متوفاى 910 هجرى) يكى از دانشمندان و خطباى با قريحه و خوش آواز سبزوار در قرن نهم هجرى بود،درزمان سلطنتسلطان حسين بايقرا(875-911 ه)به هرات،مركز حكمرانى اين پادشاهرفت و چون حافظهاى توانا و قريحهاى سرشار و آوازى گيرنده و مطبوع داشت و خطيبىدانشمند بود،بزودى شهرت يافت و مجالس وعظ و ذكر او بسيارى را به خود جلب كرد ومورد توجه پادشاه و شاهزادگان و اعيان و اكابر دولت و وزير فاضل و هنرمند هنر پرور او«امير على شيرنوايى»قرار گرفت.كاشفى دانشمندى فصيح و بليغ و شاعر پركار بود وبيش از چهل كتاب و رساله تاليف كرد.از جمله آنها«روضة الشهداء»بود.كاشفى كتابروضة الشهدا را در واقعه كربلا به فارسى نوشت و چون مطالب اين كتاب را در مجالسعزادارى از روى كتاب بر سر منبر مىخواندند،خوانندگان اين كتاب به«روضه خوان» معروف شدند و بتدريجخواندن روضه از روى كتاب منسوخ شد و روضه خوانها مطالبكتاب را حفظ كرده و در مجالس عزادارى مىخواندند.در زمان صفويه اقامه عزادارىبسيار رواج گرفت.» (1) كتاب روضة الشهدا كه حاوى ذكر مقتل و حوادث كربلا بود،در قرن دهم توسطمحمد بن سليمان فضولى به تركى ترجمه شد،با نام«حديقة السعداء». (2) در اينجا نمونهاىاز متن روضة الشهداى واعظ كاشفى را جهت آشنايى مىآوريم،كه نثرى زيبا و ادبىاست:«...آخر نظرى كن به حسرت آدم صفى و نوحه نوح نجى و در آتش انداختنابراهيم خليل و قربانى كردن يعقوب در بيت الاحزان و بليتيوسف در چاه و زندان وشبانى و سرگردانى موسى كليم و بيمارى و بى تيمارى ايوب و اره شكافنده بر فرقزكرياى مظلوم و تيغ زهر آبداده بر حلق يحيى معصوم و الم لب و دندان سرور انبياء،وجگر پاره پاره حمزه سيد الشهدا و محنت اهل بيت رسالت و مصيبتخانواده عصمت وسرشك درد آلود بتول عذرا و فرق خون آلوده على مرتضى«ع»و لب زهر چشيده نورديده زهرا و رخ به خون آغشته شهيد كربلا و ديگر احوال بلاكشان اين امت و محنترسيدگان عالى همت همه با جان غم اندوخته در كانون غم و الم سر تا پاى سوخته.نظم: ز اندوه اين ماتم جان گسل روان گردد از ديدهها خون دل» (3) نثر شيوا و اديبانه«روضة الشهدا»ستودنى است،هر چند از نظر نقل،حاوى برخىمطالب ضعيف و بى ماخذ است.بعلاوه اين كتاب،در تحليل حادثه عاشورا ديدگاهىصوفيانه دارد و حوادث را بيشتر به منشا غيبى و مسائل آزمايش و ابتلاء اولياء نسبتمىدهد،تا بعد حماسى و اجتماعى و قابل اسوه گيرى در مبارزات ضد ظلم. از آنجا كه مرثيه خوانى و ذكر مصيبت،سنت پسنديده دينى در احياء خاطره و نام وفضايل اهل بيت پيامبر است،بجاست كه اهل منبر و مداحان و ذاكران،با توجه به اهميت ونقش بسزاى روضه خوانى،در ارائه الگوهاى شايسته بكوشند و چهره خوبى از ائمه ومعصومين ارائه كنند.در اين زمينه،به درستى و صحت مطالب نقل شده،اعتبار منابع مورداستفاده، استوارى و زيبايى اشعار انتخابى و دورى كردن از هر حرف و روضه و شعرى كهبا مقام والاى اولياء خدا ناسازگار است توجه داشته باشند. (4) در فضيلت گريست و گرياندنافراد براى امام حسين«ع»به اين حديث توجه كنيد:امام صادق«ع»فرمود:«من انشد فىالحسين عليه السلام بيتشعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة» (5) هر كس در بارهحسين«ع»شعرى بگويد و گريه كند و ده نفر را بگرياند،براى او و آنان بهشت است. پىنوشتها1-موسيقى مذهبى ايران،ص 8. 2-فصلنامه هنر(وزارت ارشاد اسلامى)ج 2،ص 157.اين ماخذ،مقاله مبسوطى در باره تاريخچه تعزيه خوانىدارد،ص 156 تا 173. 3-در آمدى بر نمايش و نيايش در ايران،جابر عناصرى،ص 79. 4-در زمينه آداب اهل وعظ و منبر،از جمله ر.ك:«لؤلؤ و مرجان»،مرحوم ميرزا حسين نورى. 5-كامل الزيارات،ص 105. فرهنگ عاشورا صفحه 189 جواد محدثى
نوحهبيان مصيبت،گريه كردن با آواز،آواز ماتم،شيون و زارى،مويهگرى،زارى بر مرده،شعرى كه در ماتم و سوگوارى با صوت حزين و ناله و زارى خوانند،اعم از سوگوارىبراى كسى كه تازه مرده،يا براى امامان شيعه. (1) تركيبات ديگر آن عبارت است از:نوحهآراستن،نوحه ساختن،نوحه سرودن،نوحهخوانى.نوحهگرى بر مرده،رسم جاهليتبوده است و كارى مكروه است، (2) مگر براى معصومين«ع»كه نوحه و گريه بر آنان از شعائرمهم و از عوامل نشر فضيلتها و احياى ياد اسوههاى كمال است و خود امامان برسيد الشهدا«ع»مىگريستند و امر به نوحهخوانى مىكردند. بر جعفر طيار و حمزهسيد الشهدا نوحهخوانى شد.آنچه كه از كراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحهگرى وزشتبودن اجرت نوحهگر در روايات ياد شده، ناظر به نوحهگريهاى جاهلى است كهآميخته به باطل و گاهى حرام بود. (3) در فرهنگ عزادارى براى امام حسين،نوحه به نوعى خاص از شعر مرثيه مىگويند كهدر مجالس به صورت جمعى اجرا مىشود.«اشعار نوحه را براى سينه زدن مىساختند،يكى نوحه مىخواند و ديگران به نوا و آهنگ و وزن اشعار نوحهخوان سينه مىزدند.ولىاشعار مرثيه را با آهنگ در مجالس سوگوارى براى به گريه افكندن و اظهار تاسفشنوندگان بر قتل شهداى كربلا مىخواندند و عنوان روضه نداشت.»، (4) «...از معروفترينشعراى عصر قاجار كه مرثيه و نوحه ساختهاند،مىتوان يغماى جندقى و وصال شيرازىرا نام برد». (5) اين شيوه در بين عربها هم متداول است و سبك مرثيه سرايى و نوحهخوانىبر سالار شهيدان مخصوص است.با توجه به گستردگى اين مراسم و رواج آن در طولسال،حتى در سوگ امامان ديگر،ضرورت دارد كه سرودههاى ناب و نوحههاى صحيح ودور از تحريفها و دروغها پديد آيد و فرهنگ عاشورا در قالب نوحه نيز ترويج گردد ونوحه خوانان نيز،بيش از هدف قرار دادن گريه،نشر فضيلتهاى اهل بيت را هدف قرار دهند. (6) پىنوشتها1-لغتنامه،دهخدا. 2-بحار الانوار،ج 79،ص 88. 3-به روايات مربوط به تعزيه و ماتم و نوحه در بحار الانوار،ج 79،ص 71 تا 113 مراجعه كنيد. 4-موسيقى مذهبى ايران،ص 7. 5-همان،ص 29. 6-نگرشى به مرثيه سرايى در ايران،عبد الرضا افسرى،بررسى گستردهاى از سابقه اين كار در ايران و انواع مرثيهسراييها دارد. فرهنگ عاشورا صفحه 453. جواد محدثى
مداحىمداحان اهل بيت،كه با ذكر مصيبت و ذكر فضايل خاندان وحى،مجالس حسينى راگرم و اشك عاشقانه شيعيان آل الله را جارى مىسازند،از عوامل مهم بقاء فرهنگعاشورايند.مداح،در اصطلاح شيعى،به كسانى گفته مىشود كه در ايام ولادتها وشهادتهاى ائمه«ع»در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعارى در فضايل و مناقب محمد وآل محمد،يا در مظلوميت آنان مىپردازند.ولى اغلب،به مرثيه خوانان حسينى گفتهمىشود كه با خواندن شعر مرثيه و ذكر مصيبت،اهل مجلس را مىگريانند. «مداح:روضهخوانى كه ايستاده در پيش منبر به شعر،مدايح اهل بيت و مصائب آنان را خواند،آنكهايستاده در كنار منبر در مجالس روضه خوانى،يا روان در كوى و بازار،اشعار مدايحاهل بيت را به آواز بخواند.» (1) مداحى اهل بيت و نوحه خوانى در سوگ آنان،از جمله كارهايى است كه حادثهعاشورا را زنده نگهداشته است.ائمه نيز از مداحان و ذاكران، تقدير و تشويق مىكردند،صله مىدادند،دعا مىكردند و براى اين كار،فضيلت و ثواب بسيار مىشمردند. امامصادق«ع»فرموده است:«الحمد لله الذى جعل فى الناس من يفد الينا و يمدحنا و يرثىلنا»، (2) خدا را سپاس كه در ميان مردم،كسانى را قرار داده كه به سوى ما مىآيند و ما رامدح و مرثيه مىگويند.و حضرت رضا«ع»در تشويق دعبل به مرثيه خوانى در ايام عزاىحسينى فرمود:«يا دعبل!احب ان تنشدنى شعرا فان هذه الايام حزن كانت علينااهل البيت» (3) اى دعبل،دوست دارم برايم شعر بسرايى و بخوانى،چون اين روزها،روزهاى اندوه ما اهل بيت است.همين گونه مجالس و برنامهها،آن شهادت عظيم و حادثهشگفت را با مرور اينهمه سال،همچنان زنده نگهداشته و به بركت آن نيز،دين واحساسات دينى و انس و آشنايى مردم با خط اهل بيت زنده مانده است. به تعبير امامخمينى«قدس سره»:«روضه سيد الشهدا،براى حفظ مكتب سيد الشهدا است...اين گريههاو اين روضهها حفظ كرده مكتب را.» (4) مداحى،نوعى الگو دادن به مخاطبان و شخصيتپردازى اجتماعى و الگويى براى جامعه ارزشى است،سنگرى براى پراكندن و نشرفضيلتها در قالبى مؤثر و فراگير نسبتبه همه است و مداحان به خاطر اهميت كارشان درجامعه و در شكل دهى افكار و عواطف،نقش مهمى دارند و فلسفه اساسى مداحى،ترويجخوبيها و تبيين روحيههاى والاى شهيدان كربلا و دميدن روح تعهد و حماسه درشيعه است و يك عشق و ايمان است،نه يك حرفه و شغل.به تعبير آية ا...خامنهاى: «جامعه مداح و ذاكر و ستايشگران اهل بيت،طبقهاى هستند كه در سايه اين روش،بيشترين تاثير را در تعميق فرهنگ و معارف اسلامى در ذهن مردم دارند...قضيه،فقطقضيه شعر خوانى نيست.مساله،مساله پراكندن مدايح و فضايل و حقايق در قالبى است كهبراى همه شنوندگان،قابل فهم و درك باشد و در دل آنها تاثير بگذارد.» (5) مداحان،به لحاظ آنكه كارشان بر عنصر«صدا»،«شعر»،«اجرا»و«مخاطب»متكىاست،بايد هر چه بيشتر نسبتبه آموزش ديدنهاى لازم،پختگى اجرا،تمرين پيوسته،گزينش شعرهاى خوب و پر معنى و زيبا و بديع و ولايى،مطالعه مقتلهاى معتبر و منابعتاريخى،تكيه روى اشعار و مطالب اخلاقى،فكرى و عقيدتى،پرهيز از غلو و مبالغه وگفتن حرفهاى اغراق آميز و غير قابل قبول كه اثر منفى دارد، اهتمام ورزند،از دروغ وتصنع و بازارگرمى بپرهيزند،خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نكنند،نوكرىابا عبد الله الحسين و اخلاص نسبتبه آن حضرت را از ياد نبرند و از آنجا كه شعر خوباز نظر مضمون،قالب و تعبير،در دلها و افكار، تاثير ماندگار مىگذارد،در شناخت ومطالعه و انتخاب شعرهاى پخته و عميق و زيبا بكوشند تا بهتر بتوانند در اين سمت، بهترسيم چهره الگوهاى كمال و اسوههاى پاكى،يعنى معصومين«ع»بپردازند و خود نيزالگوى اخلاق و تعهد باشند. رسالت مقدس مداحان در عصر حاضر عبارتست از: -استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آنها در مسير پاكى وتهذيب و تقوا. -تعميق محبتها و عشقهاى درونى به انسانهاى اسوه و پاك. -روشنگرى افكار جامعه و هدايتبه ارزشها و خوبيها و تقويت ايمان مردم. -حفظ و اشاعه فرهنگ شهادت از طريق ياد شهداى كربلا و شهداى انقلاب وجنگ و طرح معارف اسلام و انقلاب و خط امام و رهبرى و مسؤوليتهاىاجتماعى. پىنوشتها1-لغت نامه،دهخدا. 2-وسائل الشيعه،ج 10،ص 469. 3-جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 567. 4-صحيفه نور،ج 8،ص 69. 5-ستودگان و ستايشگران،ص 30 و 31.اين كتاب كه مجموعهاى برگرفته از سخنان آية ا...خامنهاى در ديدارهاىمكرر با وعاظ و مداحان و شاعران و...است،بر محور مداحى و روضه خوانى و مرثيه سرايى و...است و براى مداحانو ذاكران و شاعران اهل بيت،نكات بسيار سودمندى دارد،نشر«حوزه هنرى»،1372. فرهنگ عاشورا صفحه 410 جواد محدثى
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:46  توسط آرزو کلاهچی
|
سينه زنى
از مراسم سنتى عزادارى براى سيد الشهدا«ع»و ديگر ائمه مظلوم،كه همراه نوحهخوانى و با آهنگى خاص بر سر و سينه مىزنند،گاهى هم سينه خود را لخت كرده،بر آنمىزنند.اصل اين سنت،بويژه در ميان عربها رواج داشته است.بعدها به صورت موجوددر آمده كه با انتخاب نوحههاى سنگين،حركات دستبر سينه مىخورد.به فردى هم كهبر سينه خود زده، عزادارى مىكند،«سينه زن»مىگويند. اينگونه نوحهگرى،ابتدا بصورت فردى بوده،اما با مرور زمان به شكل گروهى ودستجات سوگوارى در آمده است.«دسته گردانى و سينه زنى و نوحه خوانى كه در زمانصفويه رايجشده و توسعه پيدا كرده بود،در عصر قاجاريه با توسعه و تجمل بيشتر درپايتخت رواج داشت...دسته گردانى در عصر قاجار،بويژه در زمان ناصر الدين شاه با آداب و تشريفات و تجمل بسيار برگزار مىشد. دستههاى روز با نقاره و موزيك جديد وعلم و بيرق و كتل،و دستههاى شب با طبقهاى چراغ زنبورى و حجله و مشعل به راهمىافتاد و در فواصل دسته سينهزنها با آهنگ موزون سينه مىزدند.نوحه خوانى و سينهزنى حتى در اندرون شاهان قاجار،بين خانمهاى اندرون نيز متداول بود...» (1) پىنوشت:1-موسيقى مذهبى ايران،ص 26. فرهنگ عاشورا صفحه 237 جواد محدثى زنجير زنى از سنتهاى عزادارى در ايران است،در پاكستان و هندوستان نيز اين شيوه از ديربازرواج داشته است.مجموعهاى از حلقههاى ريز متصل به هم كه به دستهاى چوبى يا فلزىوصل مىشود«زنجير»نام دارد و آن را در ايام عاشورا،بصورت دسته جمعى و درهياتهاى عزادارى،همراه با نوحه خوانى،بر پشت مىزنند و گاهى جاى آن كبود يامجروح مىشود.غالبا اين مراسم با سنج همراه است. اين شيوه عزادارى كه اغلب همراه با خون آمدن از پشت زنجير زنان است،بويژه دربرخى مناطق و ملتها كه تيغهايى هم به زنجيرها مىبستند،در گذشته چون در ديد برخىغير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشتخويش جارى كردن فتوا دادند. در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ بهاستفتاهاى مردم، حكم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا كشمكشهاىمذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد كرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار كشيده شد (1) واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعههايى نيز كه حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبتبه قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد. پىنوشت:1-موسوعة العتبات المقدسه،ج 8،ص 378(پاورقى). فرهنگ عاشورا صفحه 198 جواد محدثى قمه زنى از مراسمى است كه در بعضى شهرستانها و بلاد شيعى و توسط برخى از عزاداران امامحسين«ع»اجرا مىشود و در تاسى به مجروح و شهيد شدن سيد الشهدا«ع»و شهيدانكربلا و بعنوان اظهار آمادگى براى خون دادن و سر باختن در راه امام حسين«ع»انجاممىدهند. صبح زود عاشورا،با پوشيدن لباس سفيد و بلندى همچون كفن،بصورت دستهجمعى قمه بر سر مىزنند و خون از سر بر صورت و لباس سفيد جارى مىشود.بعضىهم براى قمه زنى نذر مىكنند،برخى هم چنين نذرى را در باره كودكان خردسال انجاممىدهند و بر سر آنان تيغ مىزنند،در حدى كه از محل آن خون جارى گردد. قمه زنى نيز،مثل زنجير زنى و شبيه خوانى و...از دير باز مورد اختلاف نظر علما وپيروان و مقلدين آنان بوده و به استفتا و افتاء مبنى بر جواز يا عدم جواز آن مىپرداختهاند. اين مراسم،از نظر شرعى پايه و مبناى دينى ندارد و صرفا روى علاقه شيعيان به ابا عبد اللهالحسين«ع»انجام مىگيرد. فقها نيز آن را در صورتى كه ضررى نداشته باشد،مجازمىدانند.برخى از فقها نيز به خاطر تاثير نامطلوب آن بر افكار ديگران و موجب وهنمذهب بودن،آن را ممنوع دانستهاند. البته شرايط زمانى در اين مساله بىتاثير نيست. امامخمينى«ره»در پاسخ به استفتايى كه در سالهاى اول پيروزى انقلاب اسلامى در اين زمينهاز ايشان شده بود،فرمودند: «در وضع موجود،قمه نزنند...»آية الله خامنهاى نيز در ديداربا روحانيون،در آستانه ايام عاشورا(سال 1373 شمسى)در ضمن بيانات مبسوطى درخرافه زدايى از عزادارى سيد الشهدا«ع»فرمودند:«قمه زدن هم از آن كارهاى خلافاست...اين يك كار غلطى است كه عدهاى قمهها را بگيرند و بر سر خود بزنند و خونبريزند...كجاى اين كار،حركت عزادارى است؟ اين جعلى است. اينها چيزهايى است كهاز دين نيست...».آن را بدعت،خلاف و خرافه دانستند.و در پاسخ به نامه امام جمعهاردبيل،نوشتند:امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است و لذا قمه زدن علنى و همراهبا تظاهر،حرام و ممنوع. (1) علماى ديگر نيز در تاييد موضع و سخن رهبر انقلاب،آن راموجب وهن مذهب و نامشروع دانستند. (2) البته اين احساس مذهبى و عواطف دينى كه سبب مىشود به عشق حسين«ع»چنينكارهايى كنند،بايد در مسير صحيح هدايتشود و مورد بهرهبردارى قرار گيرد تا شور وانگيزه جهاد و شهادت بيافريند.بعلاوه،آنان كه به خاطر حسين«ع»حاضرند خون بدهند،چه بهتر كه خون خويش را به درمانگاهها و مراكز انتقال خون اهدا كنند يا با تاسيس بانكخون،از فداكاران و ايثارگران داوطلب،در روز عاشورا خون گرفته شود و نگهدارىگردد،تا از اين طريق،جان انسانهاى بسيارى كه نيازمند خونند،نجات يابد. گر چه اينكار،شايد مثل قمه زنى،تامين كننده احساس عاطفى فرد نباشد،ولى قطعا رضايتخداوندو پسند سيد الشهدا«ع»را بيشتر در پى دارد.كاش روزى صدقه دادن خون نيز،مثل صدقهو كمك مالى و لباس و غذا و... مرسوم گردد و با قصد قربت انجام گيرد. كى گفت حسين،بر سر خويش بزن؟ با تيغ، به فرق خويشتن نيش بزن تيغى كه زنى بر سر خود،اى غافل بر فرق ستمگران بد كيش بزنپىنوشتها1-در تاريخ 7 محرم 1415،22 خرداد 1373. 2-مجموعه سخنان ايشان و استفتاها و جوابها در جزوهاى به نام«پيرامون عزادارى عاشورا»در 71 صفحه در محرم1415 از سوى دفتر تبليغات اسلامى چاپ شد. فرهنگ عاشورا صفحه 358 جواد محدثى
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:43  توسط آرزو کلاهچی
|
به نقل از سایت شهید آوینی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 8:37  توسط آرزو کلاهچی
|
گزارشی از وضعیت موسیقی عاشورایی
خوشا از نی خوشا از سر سرودن / خوشا نی نامهای دیگر سرودن یك درس بزرگ عاشورا این واقعه همیشه جاوید نو شدن و از سر سرودن است؛ و این درس در حقیقت همان جلوه و جلای هنر محسوب میشود كه باید هر «آن» دیگر شد و هر لحظهای «دیگر» بود؛ نغمههای عاشورایی از همان صبح عاشورا تا به امروز در همه زمانها و مكانها جاری بوده است، گاه این نغمهها و نالهها در نفیر نی و گاه در حنجره و نای رهروان و رهپویان اباعبدالله به گوش رسیده و امروز به شكل و فرمی دیگر چون آب روان جاری است... ملودیها و فراز و فرودهای صوتی، بستر و محملی آهنگین برای رساندن پیام عاشورا و بازماندگان این رخداد مهم به شمار میروند؛ اما پرسش همیشگی و همه دوران این است كه آیا این حاملان ظریف قابلیت حمل این پیام سترگ را دارند؟ آیا این پدیدههای آهنگین قدرت نفوذ و پیامرسانی را بخوبی ایفا میكنند؟ آیا تغییر و تحولات اجتماعی و تاریخی تاثیراتی برشیوه و فرم این حاملان آهنگین برجای ننهاده است؟ اگر پاسخ مثبت یا منفی است این تغییرات چیست و تا چه حد بوده است؟ صرفنظر از تعریف واژه مداحی و موافق یا مخالف بودن با آن و بدون اشاره به دیدگاه برخی از بزرگان دین و حكمت كه نسبت به این واژه چه واكنشی از خود نشان دادهاند، امروزه میتوان با نگاهی اجتماعی و واقعبینانه به عملكرد این خادمان اهلبیت (ع) نگریست و از بعد هنری آثار آنها را ارزیابی كرد. اگر بپذیریم كه مداحان به عنوان قشر و گروهی كه با كلام آهنگین به ذكر مصیبت و انتقال پارهای از پیام و به نوعی بیان تاریخ عاشورا میپردازند، قطعا باید ارتباط مستقیم آنها با شعر و موسیقی را نیز بپذیریم و در این زمینه بهتر است به چند نكته اشاره كنیم.
نخست اینكه دو مقوله شعر و موسیقی، با دامنه گسترده و با پیچیدگیهای خاص خود دو رشته مجزا ولی با پیوندها و نزدیكیهایی به هم هستند كه هر یك در مراكز و موسسات آموزش عالی تدریس میشود ولی از آنجا كه این دو ریشه در هنر و موهبتهای آن دارد، باز هر فارغالتحصیلی را هم نمیتوان شاعر یا آهنگساز و نوازنده هنرمند دانست؛ با این مقدمه ساده میتوان به اهمیت بسیار بالای ساخت آثار با كلام بیش از پیش پی برد و حال آنكه كار مداحی كه همانا ارائه اثر موسیقایی باكلام است به سبب بعد اعتقادی مسلمانان و شیعیان، اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا میكند. معنامحوری و عمیق شدن مداحان در این بخش اهمیت بسیاری دارد زیرا در سالهای اخیر سطحیگرایی و پرداختن به مسائل صوری و ظاهری و تحریفات آزاردهنده بر سخیف و سبك بودن كلام و ملودی پیشی گرفته است. با توجه به این نكات و این ملاحظات، سوال بعدی اینجا مطرح میشود كه برای رسیدگی به این امور و تولید آثاری فاخر و درخور فرهنگ منیع عاشورا چه برنامهریزی و چه اقدامات زیربنایی و اساسی صورت گرفته است.
در این باره هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی میگوید: نوحهگری (مداحی) همواره به عنوان یك هنر شیعی و ملی در جامعه ایران مطرح بوده و هست، اما آنچه در زمان ما ارزش دارد، ژرفابخشی به این هنر و برنامهریزی در جهت حركت نو برای آینده است. نوحهگری و مرثیهخوانی را جامعه دیروز ایران به عنوان یك رسانه مذهبی میشناخت، اما این هنر امروزه برای ایران با توجه به گوناگونی و رشد رسانههای گروهی از حالت رسانهای درآمده و بیشتر به عنوان یك برنامه تامینی عملكرد دارد.
حمیدرضا نوربخش، خواننده و مدرس موسیقی سنتی با اشاره به اینكه یك مداح یا مرثیهخوان یا هر فردی كه میخواهد مضمون و مفهومی را با صدای بلند بخواند، باید فن و فنون خوانندگی را بداند، میگوید: برخلاف اینكه میگویند هر فردی تارهای صوتی سالمی دارد میتواند بخواند، خواندن كار هر كسی نیست؛ حتی خیلیها كلاس میروند و آموزش خوانندگی میبینند، اما نمیتوانند خواننده باشند و لذا خوانندگی یك تخصص و یك فن است و بعد از آن شناخت شعر و داشتن ریتم قوی برای استفاده در آواز است و در نتیجه باید به این دو ظرافت اشراف داشت تا كار به جان و دل شنونده بنشیند، ولی متاسفانه بیشتر افراد میخواهند بدون درك و دریافت این آموزشها در مجالس بخوانند و در نتیجه همین میشود كه شاهد هستیم. مگر چند درصد مداحان ردیف موسیقی آوازی را میدانند؟
آموزش موسیقی مذهبی واقعا متولی آموزش موسیقی مذهبی و به تبع آن مسوولیت آموزش مداح و مداحی با كیست؟ با یك حساب سرانگشتی میتوان به این نكته رسید كه هر ساله و در ایام سوگواری میلیونها نفر به طور مستقیم شنونده خوراك و تولیدات مداحی از تریبونهای مختلف هستند و این تعداد ورای تولیداتی است كه از رسانه ملی پخش میشود؛ اما به واقع چه تعداد از این افراد آموزش دیده و فارغالتحصیل مراكز آموزش عالی هستند؟ اساسا آموزش موسیقی مذهبی و در این مورد خاص مداحی و مرثیهسرایی و نوحهخوانی تابع چه نوع آموزشی باید باشد؟ آیا دانشگاهها و كنسرواتوارهای موسیقی باید محل آموزش این نوع موسیقی باشند یا آموزش سنتی و شاگرد استادی در مكتبخانهها در تربیت مداحان با نفوذ موثرترند؟ سید احمد وكیلیان، پژوهشگر فرهنگ ملی ایران در این باره ضمن هشدار به متولیان میگوید: بسیاری از كسانی كه در امور فرهنگی و مذهبی میانسال و صاحب تجربه بودند به دلیل افزایش سن یا علل دیگر از گردونه خارج شدند و این در حالی است كه در فرهنگ ما مرام استاد و شاگردی همواره وجود داشته است و به گونهای بوده كه هر جوانی در كنار پیری تعلیم میدید، اما آموزش استاد و شاگردی با افزایش جمعیت در یكی دو دهه اخیر از میان رفته است و به سبب تغییر و تحولات اجتماعی و تغییراتی كه در نحوه آموزش و هجوم رسانهها و وسایل ارتباط جمعی پیش آمده، تواضعی كه بین جوانان نسبت به استادان خود بود نیز رفتهرفته رخت بربسته و ارتباط معنایی بین استاد و شاگرد كمرنگ شده و متاسفانه مساله نوحهخوانی و مرثیهسرایی نیز از این گسست بینصیب نبوده است. این خبر خوبی است كه كار مداحان به وسیله كانونی متشكل از كارشناسان شعر و موسیقی ارزیابی و نظارت شود. اما هوشنگ جاوید كه نام ستایشگر را برای مداح به كار میبرد نیز در این باره میگوید: ارتقای سطح بینش، دانش، معلومات و مخاطبشناسی باید به صورت آموزشی و به طور كلی در یك فضای آموزش عالی برای ستایشگران صورت پذیرد. اما در هیچ یك از دانشگاههای كشور نه این موضوع مهم اندیشه شده و نه به تدریس آن توجه شده است و این از عجایب یك دولت دینی و اسلامی است. آنچه امروز بدان بسنده شده، صدای خوب و جذب مردم به صورت كاذب است كه گاه به عرصه خودنمایی یك یا چند ستایشگر ناآشنا به كنه مساله تبدیل میشود. در حالی كه ستایشگری فقط به خوش صدایی، خوش تكنیكی، خوش آهنگی و بازیگری نیست. اركان ستایشگری را باید آموزش داد، اما در كجا، مشخص نیست! براستی چه باید كرد؟ هم اینك در كشورهای توسعه یافته در همان مراكز تدریس موسیقی با همه تنوعی كه در رشتههای مختلف وجود دارد دروسی نیز تحت عنوان موسیقیهای مذهبی و موسیقی كلیسا تدریس میشود و حتی در واتیكان نیز دورههایی برای آموزش موسیقی مذهبی وجود دارد؛ از آنجا كه بیس و پایه موسیقی در ژانرهای مختلف یكی است، طبیعتا آموزش آنها تا مقطعی مشترك و یكسان است و در مقاطع بالاتر این تخصص منفك میشود.
نظارت بر آثار عاشورایی گذشته از بحث آموزش كه خود مبحث بسیار مهم و قابل توجهی است، نحوه برخورد با تولیدات فعلی و فعل و انفعالات كنونی در حیطه تولید و پخش آثار عاشورایی چه در قالب نوحه و اجرای زنده در مجالس سوگواری و چه در قالب تصنیف و ترانه به صورت سیدی و نوار چگونه باید باشد و این وظیفه خطیر به عهده كیست؟ طبیعتا تكلیف نظارت و صدور مجوز آثار صوتی به صورت سیدی و آلبوم مشخص است و وزارت ارشاد با استفاده از كارشناسان خود این وظیفه را به انجام میرساند؛ اما آیا نظارتی بر كار مداحان وجود دارد یا نه؟ حجتالاسلام یعقوب دیلمقانی، مدیركل تشكلهای دینی و مراكز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینكه فعالیت مداحان باید با نظارت انجام شود، بتازگی از تشكیل كانون مداحان، زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی خبر داد و در نشست اخیر خبرگزاری مهر در زمینه آسیبشناسی موسیقی مذهبی گفت: كانون مداحان تاكنون در مرحله شهرستانی و استانی تشكیل شده و مرحله كشوری نیز بزودی تشكیل میشود.
این خبر خوشی است كه كار مداحان با نظارت كانونی (كه انشاءالله متشكل از كارشناسان شعر و موسیقی است) مورد ارزیابی و نظارت قرار گیرد.
هوشنگ جاوید در این باره میگوید: یك مرجع و نهاد فرهنگی رسمی كشور باید كار ستایشگران جامعه را ارزیابی و تایید كند چرا كه صرف وجود چیزی به نام كانون یا انجمن نمیتواند واجبات اصلی را برآورده ساخته و نیازها و مسائل را برطرف نماید.
آلات موسیقی نغمههای عاشورایی
یكی از بزرگترین معضلات و مشكلاتی كه در سالهای اخیر در زمینه انحراف در ارائه نغمهها و ملودیهای سوگواری بروز یافته، استفاده از آلات غیر متعارف در تولید موسیقی عاشورایی است؛ جدای از اشعار سخیف و ملودیهایی كه بیشتر كپیبرداری از موسیقیهای پاپ و سبك بوده استفاده از این آلات و ابزار الكترونیكی (سینتی سایزر) و سازهای مشابه مورد اعتراض صاحبنظران قرار گرفته است. در این باره مدیركل تشكلهای دینی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینكه نظر فنی و تخصصی را به اهل فن واگذار كرده است، میگوید: بسیاری از آلات موسیقی حرام نیستند، اما همینها در مساله مداحی و عزاداری به طبل و سنج خلاصه میشوند. فقیه میفرماید كه از سایر آلات موسیقی نمیتوان استفاده كرد. ترانههای سوگ
حركت با زمانه و همسو شدن با تغییر و تحولات اجتماعی و استفاده از فناوریهای پیشرفته نكته منفی یا انحراف از ارزشها محسوب نمیشود، اما این حركت باید آگاهانه و مبتنی بر آراء و نظرات كارشناسانه باشد و بر اساس تایید اهل فن صورت بگیرد؛ طبیعی است كه قشر عظیمی از نوجوانان به خاطر عشق به مولایشان و با شیفتگی به فرهنگ عاشورا برای شركت در مراسم سوگواری نیاز به ملودیهایی از نوع دیگر و متناسب با ذوق و سلیقه خود دارند و اساسا همین احساس نیاز در چند سال اخیر بوده كه برخی مداحان را به استفاده از ملودیهای پاپ سوق داده است، اما اگر این احساس نیاز با برنامهریزی بهتر و استفاده از نظر آهنگسازان و ترانهسرایان و جلب همكاری آنها انجام میگرفت، قطعا نتایج بهتری هم به بار میآورد. در پایان باید این نتیجه را گرفت كه افزایش جمعیت بویژه رشد طبقه جوان و گسترش وسایل ارتباطی و تنوع و تكثر موجود در حوزه موسیقی و كلام موجب شده است تا در حوزه موسیقی مذهبی و برگزاری مراسم سوگ نیازهای جدید و نویی ایجاد شود و در این شرایط فقط عزم و همت مسوولان و متولیان فرهنگی كشور و سرعت عمل آنها میتواند این نیاز را به نحو مطلوب و شایستهای پاسخ بدهد وگرنه سپردن اوضاع به دست فرصتطلبان بیدانش، فاجعهای را سبب میشود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 15:47  توسط آرزو کلاهچی
|
|
|